ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1046
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
شير كژدمى ترسيم كردهاند كه در حال خزيدن است . و وقت ترسيم اين طلسم بايد هنگام حلول خورشيد به صورت اول يا سوم برج اسد باشد به شرط آنكه خورشيد و ماه ( نيّرين ) نيز در وضعى شايسته و با ميمنت و دور از نحوست باشند . و هر گاه اين شرايط يافت شود و بر آنها دست يابند در چنين موقع مناسبى آن مهر را از يك مثقال زر يا مقدارى كمتر از آن قالبريزى ميكنند و سپس آن را در مقدارى زعفران كه با گلاب حل شده باشد فرو مىبرند و در تكهء حرير زردى با خود بر - ميدارند . چه گمان ميكنند كسى كه آن را با خود همراه داشته باشد باندازهاى در خدمت پادشاهان ارجمندى مىيابد و آنان را آنچنان تسخير مىكند كه به وصف در نيايد . همچنين سلاطينى كه آن را با خود داشته باشند نسبت بزيردستان خود توانائى مىيابند و در نظر آنان گرامى و ارجمند ميشوند . موضوع ياد كرده را نيز اصحاب طلسمات در « الغاية » و جز آن آوردهاند و بتجربه رسيده است . همچنين وفق [ 1 ] مسدس كه به خورشيد اختصاص دارد نيز داراى تأثيرات و خواصى است و گفتهاند اين طلسم را هنگامى پر ميكنند كه خورشيد در شرف خود حلول كرده و از نحوست مصون باشد و قمر نيز بايد از نحوست بىگزند و در طالع ملوكى باشد و در آن نظر مهر و قبول صاحب عاشر [ 2 ] را به صاحب طالع مورد توجه قرار ميدهند . و شايسته آن است كه در آن دليلهاى شريف مواليد پادشاهان وجود داشته باشد و آن را نخست در خوشبوئى فرو مىبرند و آنگاه در تكهء حرير زردى مىپيچند و با خود نگه ميدارند . و گمان ميكنند كه طلسم مزبور در همنشينى و خدمتگزارى و معاشرت ايشان با پادشاهان تأثير بسزائى دارد . و نظاير اينها بسيار است . و در كتاب « الغاية » تأليف مسلمة بن احمد مجريطى اين صناعت تدوين شده و
--> [ 1 - ) ] كلمهء وفق مخصوصا بر لوحههاى عددى كه آنها را مربع سحرى نيز مينامند اطلاق مىشود . و هر يك از هفت سياره داراى وفق خاصى است كلمهء مزبور بجاى طلسم نيز به كار ميرود . [ 2 - ) ] رجوع به حاشيهء صفحهء پيش شود .